آدم خونه به دوش

آمدی جانم به قربانت
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٧
 

کسی آمد به درد من دوا شد - - - که با عشقش نیازم انتها شد
من از پاییز و زردی خسته بود - - - بهار و گرم و سبز و دلربا شد
کسی آمد به دنیا ی غریبم - - - در این غربت برایم آشنا شد
به این شبگرد گمراه از سیاهی - - - به خورشید نگاهش رهنما شد
درخت خشک دینم زد جوانه - - - دل بی اعتقادم با خدا شد