آدم خونه به دوش

ترانه‌ی زخمی از عشق
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٦
 
يه شب آريو خواب اريکا رو می‌بينه و فرداش برای سبک شدن و همچنين توضيح خواب اون شب يه شعر گفت.از اونجايی که آريو مثل خودم رشته‌اش رياضيه پس روش شعر گفتنش رو از من گرفت. يعنی اون هم اول يه بيت از حافظ گرفته.در ضمن خيلی هم از تخلص من خوشش می‌اومد با اجازه‌ی من اين شعرش رو با تخلص نيما سروده.

شربتی از لب لعلش نچشيديم و برفت~~~روی مه پيکر او سير نديديم و برفت
او لسان بود که از غيب به صد حيلت و ناز~~~باده‌ی عشق به من داد، چو نوشيدم رفت
در پی جام دگر دوزخ و دنيا گشتم~~~ در بهشت است می ديگر او بايد رفت
دوش در خواب نگار آمد و با من اين گفت~~~ چه نشستی که به آنی عالمی آمد و رفت
تو هنوز از می آنروزه‌ی من سرمستی~~~ سر به هشياری خود آر، که مستی هم رفت
نشوی مست تو از هيچ به جز از لب من~~~ ورنه اين عشق به هنگام سحر ديدی رفت
رو به اين مکتب عشق و طلب جانان کن~~~ چو شدی فرهاد از هر دو جهان بايد رفت
خواستم من که بگويم سبب مستی خود~~~ چونکه بگشادم لب يار ز درگاهم رفت
تو در اين طوف که چرخيدی و در راه جنون~~~ دست نيما به مدد گير که امدادش رفت