آدم خونه به دوش

بوسه
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
 

قصه ی آن شب ما شد خوشی ها امداد - - - واژه ها از دهنت روی زبانم افتاد
عاقبت کار جهان گشت به کامم با تو - - - دل ِ اندوهزده  از شب و غم شد آزاد
لب گرم تو کلیدی ست به آرامش من - - - که به آن بوسه غم و غصه ی من داد به باد
دست ِ آخر تو شدی مرهم زخم لب من - - - طعم آن بوسه ی تو جام شرابم می داد
تا در آغوش منی این دل من آرام است - - - من کم آورده ام از غصه ی دوری فریاد