آدم خونه به دوش

شکرا لالله
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٥
 

سیاهی از دل و روحم سفر کرد - - - نزول تو در امیدم اثر کرد
نیاز لمس دست عاشق تو - - - تن فرسوده ام را تازه تر کرد
شبی تاریک بود آن روز هایم - - - ولی عشق تو شب هایم سحر کرد
 و حالا عشق تو یعنی پرستش - - - بیا ! دوری مرا بی بال و پر کرد
 شده شرم نگاهت وزن هر بیت - - - و مهرت شعر من را بارور کرد
 به عشق گرمی آغوش مهرت - - - دل از دلبستگی هایش گذر کرد
همین پرهیزکاری ناشی از عشق - - - تلاش و سعی شیطان بی ثمر کرد
وَ اِنـّی ما عَبَدتُ غَیرُ رَبّی - - - که من را از وجودت با خبر کرد

وَ اِنـّی ما عَبَدتُ غَیرُ رَبّی:  ومن هیچ کس را جز پروردگارم نپرستیدم