آدم خونه به دوش

حالا که تو خيال من، رويا شو...
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٢
 

من محو به قصه ها و رویا نشدم - - - من گم شدم از عشقت و پیدا نشدم‏
هـر لحظه برای تو شدم سنگ صبور - - - تـا غم زده ی غصه ی دنیا نشدم
مـن داغ زیــاد دیــدم اما چـون تـو - - - هـمراه منـی اسـیر غــم ها نـشـدم
مـن را بـپـذیـر و دردل با من کن - - - جـز تـو کـه بـرای کـس مـحـیـا نشدم
در راه رسـیـدن بـه تـو مـن هـرگـز - - - دلـسـرد از اشـتـیـاق فـردا نـشـدم‏
از بـدو ورودت به دلـم سـیـرابـم - - - مـن تـشـنـه ی آب شور دریا نـشـدم‏
گرمای دو دستت شده آرامش من - - - دیـریـست دچار درد و سرما نشدم
‏ همـراه تو ام بیـا که با هم باشیم - - - با من که به جز تو با کسی ما نشدم‏