آدم خونه به دوش

 
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٩
 

ناجی باور من آمدی ای باور من - - - یارو دلگرمی من آمدی ای یاور من
در دل و دینم اگر چه اثری نیست ز غیر - - - او نشان از تو به من داد و شدی دلبر من
«در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد» - - - آسمان تیره شد از آن گنه آخر من
توبه از عشق تو کردن نتواند جانم - - - شوکرانی ست فراقت به دل پرپر من
گرچه از روز ازل مست نگاهت بودم - - - هوشیارانه دلم می بری ای ساغر من
بوی آن زلف معطر به مشامم رقصد - - - اینچنین بند نشاند به تن و پیکر من
«اِنَّ الانسانَ لفی خُسر» مگر صبر کند - - - صبر بر هجر تو هر لحظه شده خنجر من
شعر آشفته ی همدم ثمر دوری توست - - - قدمی بر سر چشمم بنه ای سرور من