آدم خونه به دوش

اگه نخوندی کامنت نذار
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٦
 

به نام خدا

مقاله اي كه امروز خدمتتون ارائه مي كنم رو اميدوارم به طور كامل بخونيد. اگه نظر نداديد هم مهم نيست اما حتما كامل بخونيد.
در مورد نيازهاي انسان همه ي ما كمابيش چيزايي مي دونيم. اما در مورد ميزان اهميت و تعلق خاطر به اونها مطلب كم گفته شده و من امروز مي خوام مثل گذشته هاي دور يه مقاله ي طولاني بنويسم.

نيازهاي مادي و فيزيكي ما آدما مطابق عكسي كه اين كناره سه دسته اند كه به ترتيب هم به مقدار ارزششون افزوده مي شه. حتما آدمايي رو ديدين كه تمام زندگي و تلاش و فعاليت هاشون رو بر پايه ي اضاي نيازهاي دسته ي شماره ي يك و خواستهاي اون ناحيه ست. به قول خودمون همش سعيش براي حال دادن به اون ناحيه ست. عده اي ديگه هم هستند كه يه مقدار سطح دركشون بالاتره و براي حال دادن به ناحيه ي دو يعني ناحيه ي شكم تلاش مي كنن. اما چيزي كه مهمه اينه شكم نماديه از دسته اي از خواست ها كه ما معمولا تحت عنوان "خوراك ،پوشاك و مسكن" ازشون نام مي بريم. دسته ي سوم كه در اصل به صورت نمادين در جاي قلب قرار داره نيازها و محبت ها و عشق هاي مادي ما رو شامل مي شه.
هر چه از پايين به سمت بالا حركت مي كنيم نيازها از ماديت فاصله مي گيرن و به معنويت نزديكتر مي شن. هر چند كه تمامي نيازهاي دسته ي يك و دو سه كاملاً مادي هستند. هر چه از پايين به سمت بالا حركت مي كنيم بيشتر بايد به نيازهاي ناحيه ها توجه بشه... مثلاً ناحيه ي يك ممكنه هر دقيقه به شما اعلام نياز كنه اما نبايد تمام خواستهاي اون رو برآورده كرد بلكه بايد در حد معقول كنترلشون كرد و اين در حاليه كه نيازهاي ناحيه ي دو در حد لازم بايد مرتفع بشه يعني مي بايست خوراك در حد لازم ( نه پر خوري) پوشاك در حد پوشش ( نه تجمل) و مسكن در حد سرپناه ( نه قصر ) براي ناحيه ي دو فراهم بشه. همچنين براي ناحيه ي سه بايد بيش از حد نيازش براش تلاش كرد چون ممكنه به علت درگيري در ناحيه هاي يك و دو اصلاً نياز ناحيه ي سه حس نشه.
متاسفانه در دنياي امروز ما نظام هاي سرمايه داري و سرمايه دارها در جهت پرپولتر شدن جيبهاشون با استخدام رونشناسان متفاوت هر روز با تبليغات متفاوت شما را به گرايش بيشتر به ناحيه ي دو تشويق مي كنند. در جامعه ي جهاني امروز اغلب مشكلاتي مردم با اونها درگيرند به دليل بيشتر خواهي در ناحيه ي دو و يك است. عده اي كه خود به شدت غرق در خواستها و تلاش براي ناحيه ي دو هستند انسانهاي وارسته تر از خودشون رومورد تمسخر قرار مي دن و چون اكثريت قريب به اتفاق مردم ما از دسته ي دو هستند، عده اي كه اهميت ناحيه ي هاي بالاتر رو درك كردن در اقليت قرار مي گيرند. در نتيجه وقتي با انسانهاي وارسته تر برخورد مي كنيم معمولاً انزوا طلبي و افسردگي رو يكي از معمولترين و واضحترين خواص اخلاقي اونها شنسايي مي كنيم. البته اين به اون معني نيست كه انسانهايي كه بيشتر به ناحيه هاي پايينتر توجه مي كنن كمتر دچار مشكلند بلكه مشكلات اين دسته از آدمها بسيار بيشتر و براي خودشون سختتر هم هست.بهتره براي واضحتر شدن مطلب يه مثال بزنم. نيما آذرآيين هميشه آرزو داشته كه فلان ماشين زير پاش باشه و خونه ي بزرگي داشته باشه. الان داره روزي 8 ساعت كار مي كنه و در آمدش در حديه كه مي تونه زندگيشون بگذرونه اما در جهت رسيدن به اون ماشين و اون خونه ساعت كاريش رو به 14 ساعت افزايش مي ده. اون هرروز و هرروز بيشتر تو كار غرق مي شه و هرروز از نيماي انرژيك و معمول دورتر و دورتر ميشه. اونايي كه منو مي شناسن مي دونن كه به دوستام خيلي اهميت مي دم. اما در جهت رسيدن به اون خواستها ( كه خواستهاي اضافي ناحيه ي دوي من هستند) حتي ممكنه نه تنها دوستام رو كمتر مورد توجه قرار بدم بلكه حتي براي رسيدن به اون اهداف حاضر مي شم به دوستانم نارو هم بزنم. به اين ترتيب در جهت رسيدن اهداف دسته ي دو من تبديل به يه موجود مسخ شده مي شم كه حتي اگه هم به اون اهداف برسه ديكه هيچ فايده اي براش نداره چون اون ها خواستهاي نيماي سرزنده ي انرژيك بودن نه آدمي كه حالا شايد روزي 16 ساعت كار مي كنه و طعم لذت هاي زندگي رو از ياد برده.
حدود نيمي از خود كشي ها و خودفروشي ها در زمانه ي ما به دليل زياده خواهي هاي ناحيه ي دو است. البته اين حرفها به اين معني نيست كه بخوام تلاشهاي ما رو در جهت ساختن زندگي مرفحتر و لذت بخشتر نفي كنم. من موتقدم مي شه خيلي چيزها رو كنترل كرد. ممنكه شما هم با آدمهايي بر خورد كرده باشيد كه حاضر مي شه به هر كثافتي تن در بده تا مدام ناحيه ي يكش رو ارضا كنه. يه جورايي شبيه ضحاك كه در جهت راحت شدن خودش حاضر بود جوانهاي مملكتش رو به كام مرگ بكشونه.مي دونم عده اي مثل شادي
ممكنه سريعا اين ذهنيت براشون ايجاد بشه كه اون دختري كه براي سير كردن شكم خودش و خونواده ش و دادن اجاره خونه تن به خود فروشي مي ده زياده خواهي اي در ناحيه ي يك يا دو نداشته. بايد خدمت اين دسته از عزيزان عرض كنم كه من هم با شما موافقم. منظور من آدمهاييه كه در عين ثروتمندي فقط براي رهايي از پوچي ناشي از توجه بيش از حد به ناحيه ي دو به خود فروشي دست مي زنند.
زياده خواهي هاي هرروزه ي ما، عرصه رو روز به روز بر ما تنگتر مي كنه و اين وسط
MAVI هستش كه برد مي كنه نه من و تو كه تيشرتي رو پوشيديم كه با اون دخترا بيشتر نگامون مي كنن. من به شخصه آدمهاي زيادي رو مي شناسم كه روحياتشون قرباني زياده خواهي هاي جامعه شده.به راحتي مي تونيد با خوندن آرشيو اونا و مقايسه اش با مطالب جديدشون اين مصائب وارده رو به چشم ببينيد. كساني مثل هدي ، هدي، نيكو، مطهره، احسان، ريحان، شادي و بسياري ديگه از دوستانم هم هستند كه شايد الان توذهنم نباشه يا وب ندارند كه لينكشون رو بذارم.
در آخر بايد اين مطلب رو هم اضافه كنم كه بعد از ناحيه ي سه پنج مرحله ي ديگه هم هست كه احتمالا به اونايي كه بتونم بخش تكميلي مقاله يعني توضيح مراحل سه و سه به بعد رو مي فرستم
.

هر چند براي توجه شما اينو ننوشتم اما اميدوارم مورد توجه تون قرار گرفته باشه.