آدم خونه به دوش

برای کسی که هرگز او را ندشته‌ام
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٦
 

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت.
روزي كه كمترين سرود
بوسه است
و هر انسان
براي هر انسان
برادري‌ست.
روزي كه ديگر درهاي خانه‌شان را نمي‌بندند
قفل
افسانه‌ييست
و قلب
براي زندگي بس است.
روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است
تا بو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي.
روزي كه آهنگ هر حرف، زندگي‌ست
تا من به خاطر شعر رنج جست و جوي قافيه
نبرم.
روزي كه به هر لب ترانه‌ييست
تا كمتري سرود، بوسه باشد.
روزي كه تو بيايي، براي هميشه بيايی
و مهرباني با زيبايي يكسان شود.
روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم

و من آن روز را انتظار مي‌كشم
حتي روزی
كه ديگر
نباشم.

هرگز فراموش نخواهم كرد. بوسه‌ها، لبخندها، لحظاتي را كه در كنار هم داشتيم. آن روز را كه براي من، بله فقط براي من نوشتي كه دوستت دارد را از من بسيار بپرس. دقايقي را كه دست من، چنگ گيسوان تو را مي‌نواخت. آن زمان را كه به شانه كشيدم بار سنگين غم سيل اشك تو را. لحظه‌اي را كه لبانت شارب مستي ابدي را نوشيدم.هنگامي را كه به من گفتي «دوستت دارم»
زمان اي دزدي همه‌ي چيزهاي شيرين را از آن خود مي‌كني

اين را هم به فهرست خود اضافه كن

او روزي به من گفت:«دوستت دارم»

آري اي عشق