آدم خونه به دوش

 
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٧
 

عالمی از درد عذب در نظرم سخره شده - - - بوی زمستان و خزان در دم من نفحه شده
جمله سخنهای دلم گوی در اين جمله شده - - - بی همگان به سر شد و بی تو نشد همدم من

خسته و افگار اگرم، بی دل و دلدار اگرم - - - مست و گرفتار اگرم، خوابم و بيدار اگرم
چشم به راه قدمت از همه بيزار اگرم - - - بی همگان به سر شد و بی تو نشد همدم من

دودم اگر شعله تويی، نيست شوم بی اثرت - - - کشمش و انگور تويی، مست شوم از ثمرت
مرده‌ام آن روز که من هيچ ندارم خبرت - - - بی همگان به سر شد و بی تو نشد همدم من

سخته بدم از دو جهان، همچو اميد آمدی‌ام  - - - در ظلمات شب غم، نور سپيد آمدی‌ام
گفتمت آن شب که بدم خواب و به ديد آمدی‌ام - - - بی همگان به سر شد و بی تو نشد همدم من