آدم خونه به دوش

I knew I loved you before I met you
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۱٥
 

به نام دوست

من می‌دانستم که تو را دوست دارم حتی پيش از اينکه تو را ملاقات کرده باشم. در نگاه اول اين جمله يک جمله‌ی جالب، زيبا و شايد اندکی رمانتيک به نظر برسد اما حقيقت آن است که اين جمله که به نوعی شعار محسوب می‌شود، پيام گروهی‌ست که هر روز به تعداد آنها افزوده می‌شود. شايد موضوع را اندکی پيچيده کنم وقتی که می‌گويم به احتمال زياد شما هم عضوی از اين گروه عظيم هستيد.
يکی از روش‌هايی که در رياضيات به نوعی استدلال ضعيف خوانده می شود اما در منطق انسان در موارد کثير يک استدلال قوی است، استفاده از مثال است نه يک مثال جزئی بلکه مثالی کلی که در بر گيرنده‌ی جامعه‌ی کثيری از افراد يا اشياء قابل بررسی است. من هم با بيان سه مثال کلی به شما نشان می‌دهم که اين شعار و عقيده در اکثر مردم به صورت يک باور وجود دارد.
شما به احتمال زياد در گپ‌های اينترنتی(چت‌ها) شرکت کرده‌ايد. گاهی با کسی به گفتمان ( گفتگو) می پردازيد. مدتی‌ست او را می‌شناسيد(حال يا هم جنس يا غير همجنس)  با ابعاد گسترده‌ای از شخصيت،طرز فکر و روحيات او آشنا شده‌ايد. گاهی اين روابط به يک نوع اطمينان متقابل می‌انجامد و دو طرف نسبت به هم احساس آرامش می‌کنند. راحتتر از دوستان معمول خود با او دردودل می کنند و او را از احساسات درونی خود آگاه می‌سازند و به اين ترتيب گاهی نوعی دوستی ( و در بعضی از روابط غير هم جنس) عشق پديد می‌آيد که اين نوع علاقه می‌تواند تا حد عشق‌های اسطوره‌ای پيش رود. حال بعد از مدتها که او را می‌شناسيد و با او دوست هستيد، او را باور داريد و از اينکه با او آشنا شده‌ايد خوشحاليد، با او قرار يک ملاقات حضوری را می‌گذاريد، وقتی او را ملاقات می‌کنيد ذره‌ای از عشق و علاقه‌ی شما نسبت به او کم نمی‌شود، حتی اگر او آن پريچهری که شما در ذهن خود ساخته بوديد نباشد. و آن هنگام است که در قلب شما نوايی به گوش می‌رسد... نوايی با اين مضمون که :من می‌دانستم که تو را دوست دارم حتی پيش از اينکه تو را ملاقات کرده باشم.
مثال دوم مخصوص ما ايرانی‌های شيعه مذهب است.همه‌ی ما از دوران کودکی با داستان‌های کربلا بزرگ شده‌ايم. همه‌ی ما همچون عاشقی که برای وصال يارش دعا می‌کند، گاه و بی‌گاه دعای فرج می‌خوانيم. بی‌آنکه در صحنه‌ی کربلا بوده باشيم و به خاک و خون کشيده‌شدن نور ديده‌گان پيامبر را ببينيم، در غم و سوگ اين حادثه می‌گيرييم. ما هرگز روز عاشورای واقعی در کربلا نبوده‌ايم. هرگز امام عصر خود را نديده‌ايم اما به آنها عشق می‌ورزيم. و اين است معنی کاملی بر جمله‌ی من می‌دانستم که تو را دوست دارم حتی پيش از اينکه تو را ملاقات کرده باشم.
مثال آخر مربوط می‌شود به نوعی ارتباط متقابل وعاشقانه ميان عبد و معبود، خالق و مخلوق... عشق به او که ديدنی نيست. او که جمال مطلق و زيباترين زيباست. معشوقی که بينهايت کمترين ظريفتی‌ست که می‌توان به او نسبت داد در مورد توان پذيرش و پاسخ‌گويی به عشق... او را دوست می‌داريم و به او عشق می‌ورزيم. و اين بار ديگر همان جمله‌ايست که به اين شرح است:من می‌دانستم که تو را دوست دارم حتی پيش از اينکه تو را ملاقات کرده باشم. آن‌هنگام که آن دادار پاک عاشقان راستين خود را به بهشت فرامی‌خواند، از آنها خواهد شنيد که آنها نه به زبانهای مختلف، بلکه به زبان عشق به او می‌گويند:من می‌دانستم که تو را دوست دارم حتی پيش از اينکه تو را ملاقات کرده باشم.

-----------------------------------------------

همانطور که مشاهده کرديد اين شعار يک سخن جهان شمول است و اکثر مردم چه کافر و مشرک و يکتا پرست آنرا در دل خود دارند. اما خود اين جمله با اين ترکيب بندی‌کلمات اولين بار توسط گروه Savage Garden مطرح شد. جالب اينجاست که اين گروه موسيقی دو نفره، در اين ترانه‌ی خود به نکاتی اشاره می‌کنند که انگار به خود امام زمان اشاره دارد. سراسر اين شعر زيبايی و احساس است. دوست چندين و چند ساله و عزيزم که شايد اين روزا جون خودم رو بهش مديون باشم شايان عزيز يه بلاگ ساخته است که در آن راجع به اين گروه می‌نويسه اميدوارم که بهش سر بزنيد. من ازش تشکر می‌کنم که با ارائه‌ی شعر اين ترانه در وبلاگش چنين سوژه‌ی خوبی به من داد.