آدم خونه به دوش

عشق را به خاطر بسپار... معشوق مردنيست
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٦
 

سلام.من اول فکر می‌کردم که حالش به اين زودی ها خوب نشه.البته ديروز حدود های ظهر يک بار به هوش اومد و بعد دوباره از هوش رفت.طرفای ساعت هفت بود که دوباره به هوش اومد اما من خبر نداشتم. خوشبختانه امروز به بخش منتقلش کردن ولی معلوم نيست که کی مرخص می‌شه. لطفاً براش دعا کنيد. جالبيش اينجاست که ديشب حتی به يکی از دوستاش هم زنگ زده.
امروز به پيشنهاد اون اين مطلب رو می‌نويسم. چيزی که اون به من خيلی خوب ياد داد اما گويا خودش به اين مسئله اهميت نمی‌ده.
بله بايد عشق را به خاطر سپرد چون معشوق مردنيست. همانطور که بايد پرواز را به خاطر سپرد. بايد دقت کنيد که آنچيزی که در عشق مهم است حس و وجد خود عشق است...وجودی که باعث رشد و شادی و مهر و صفا می شود و گر نه اگر معشوق شما از دست برود(خدای ناکرده) شما بايد به همان دوران جهالت و تاريک بدون عشق باز گرديد اين در حاليست که شما در اين حالت حامل کوله باری از تجارب هستيد. تجاربی که هرگز آنها را در کتاب‌های نمی‌توانستيد بيابيد. پس عشق را ب خاطر بسپاريد. معشوق مردنی‌ست. در ضمن از آنجايی که عشق حقيقی همان عشق به خداست پس بايد نفس عمل يعنی عشق ورزيدن را مورد توجه قرار داد و همچنين اينکه تنها معشوقی که مردنی نيست. با وفاست و هرگز شما را ترک نمی‌کند. نيما توی يکی از اشعارش که اينجا هم نوشته بود يه بيت داشت به اين مضمون:
خواستم من که بگويم سبب غم به نگار * * * نشود هست بدين تير هزاران آرش
خوبی عشق به خدا اين است که با اينکه برای اون يک تير هزاران آرش وجود دارد اما خدا تيريست که برای‌همه کمانداران عالم هم کافی است.

به اميد شاذکامی شما عزيزان