آدم خونه به دوش

دست های بسته و حس عربی
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧
 

خب گاهی وقت ها می شه که ادم بنا به دلایلی مجبوره جلوی تراوش های ذهنش رو بگیره و از اونجا که من معمولا این حالات تراوشم با شعر اجین می شه، مجبور می شم که اون حسی که بهم دست می ده برای شعر رو کور کنم. به همین علت به خاطر اینکه مدت زیادیه تمرین نکردم، شعرهام به اون روانی سابق نیست.

زمزمه می کرد به آهستگی - - - حس دلم از تو و از زندگی
از تو که گلواژه ی آرامشی - - - شانه ی تو مأمن هر خستگی
بست دخیل نگهم سوی تو - - - تا برهم از غم دلبستگی
تا که نسوزد دلم غصه ها - - - کرد به سرمای تو دریوزگی1
تا به کجا رفته دلم بی هوا - - - تا بچشد طعم دل آسودگی
یجعلک الله لقلبی نصیر2 - - - تا بسرایم غزل بندگی

-------------------------------

1- دریوزگی: گدایی

2- در بیت آخر عبارت "یجعلک الله لقبلی نصیر" به معنی "خدا تو را یاور قلبم قرار می دهد"  است و در اصل می بایست "الله یجعلک نصیر لقلبی" یا "یجعلک الله نصیر لقلبی" باشه که به خاطر وزن بیت به اون شکل تغییر کرده.