آدم خونه به دوش

توکلت علی الله
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۳
 

یکی از چیزهایی که گاهی در تکذیب اعتقادات خدا گرایانه همچون مسیحیت، یهودیت و یا اسلام گفته می شه اینه که در زمان های قدیم در هر دوره و سرزمینی فقر و سختی همه گیر شده، یک پیامبر ظهور کرده. به عبارت بهتر،‌نیاز مردمه که پذیرش همچین پدیده ای رو ممکن می کنه و در نتیجه شخصی پیدا می شه و همچین ادعایی می کنه.

و اما موضوع اساسی اینجاست که در عصر فعلی چه در ایران و چه در سایر کشور های جهان فقر و ثروت به صورت نسبی وجود داشته و تضاد طبقاتی هم هست و همه ی کسانی که در طبقه های فقیر اجتماع هستند در هر صورت تفکرات به صورت امید به معجزه در ذهنشون موجود خواهد بود.

وقتی امروز داشتم فیلم زاغه نشین میلیونر رو می دیدم، برام سوال پیش اومد که وقتی آدما اینقدر شدید به معجزه امید دارند، چطور می تونن بدون خدا زندگی کنن؟

از طرفی، فقر که صرفا مالی نیست، برای مثال من در حال حاضر دارم با مشکل بزرگی دست و پنجه نرم می کنم که حل شدنش، خالی از معجزه نیست، اما من خیلی به حل شدنش (معجزه) امیدوارم. به عبارت بهتر، می خوام بگم که تا وقتی مشکلات روحی و جسمی، مادی و معنوی و... وجود دارند، چطور افرادی می تونن، در عین داشتن امید، به منبع اون بی اعتقاد باشن.

یادش بخیر،وقتی دانشگاه علم و صنعت کار می کردم، یه رئیس داشتم که تعریف می کرد، وقتی خارج درس می خونده به چپ گرا ها (دانشجو های کمونیست) می گفته "من واقعا موندم شما چطوری بدون خدا زندگی می کنید"

و در آخر بازم از این حرفا یادم به اون مناجات معروف امام سجاد افتاد که:

خدایا من در زمین خاکی ام چیزی دارم که تو در عرش اعلایت نداری. من در زمین چون تویی دارم و توی در آسمان چون خودی نداری.