آدم خونه به دوش

دوست
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳٠
 

این رو حدود چند ساعت قبل از متن قبلی نوشتم. جالبه که طی چند ساعت دو تا شعر بگم اونم بعد چند ماه

دوستی ات معجزه مهر بود - - - خنده ی تو اشک مرا می زدود
قامت مهرانه ی پر برکتت - - - ترس من از تازه شدن کرده دود
تکیه که کردی به تب دست من - - - شعر غرورم شد و ما را سرود
حجم وسیع بت روحت رفیق - - - در بغلم دلهره را می ربود
ذوق تراوش کند از واژه و - - - یاد تو این شعر و غزل را سرود