آدم خونه به دوش

عیدانه
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٠
 

آروم آروم داره بوی عید میاد. هوا داره گرم میشه و مردم افتادن توی کار خرید عید و مسائل اینچنین. اما در وسط صنعتی شدن عید رو هم متاثر خودش کرده. خرید گندم و سبزه شبز کردن، جاش رو داده به خرید سبزه از مغازه. واقعاً صنعت و پیشرفت چه قدر ما رو به خوشبختی نزدیک کرده؟ بشر اینقدر پیشرفت کرده اما کی به خدا نزدیکتر شده؟ پس علمی که پیشرفت میکنه، چه کمکی به آدم می کنه وقتی دل آدما هنوز مثل قدیما خیلی وقتا می گیره؟

نازی و از نگاهت، قصه ی دل شد آغاز - - - با تو و با حضورت پر شده ام ز پرواز
از تب دست عشقت، دلهره شعله ور شد - - - حال تمام جانم، شادی و رقص و آواز
وای اگر نبودی، قصه ی غصه بودم - - - حال در این غزل ها، یاد تو را کنم ساز
ای گل زاده ی تیر، در خم این زمستان - - - با نگی فریبا، تب به تنم بیانداز
باور روز عشقم، از تو شده میسر - - - با غزل حضورت، رِنگ ترانه ام باز