آدم خونه به دوش

شعور دارم (دومین حرف ولنتاین واو)
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۳٠
 

بابا جان، کشتید خودتون رو... آخه به من چه که اول مرغ بوده یا تخم مرغ. آخه مگه دلم درد می کنه که کل عمرم رو صرف این بکنم که بفهمم ؛من "بر من بی من عاشقم" یعنی چی. چیه؟ می خواین بگین اینطور گوساله به دنیا میام، گاو می رم؟ هر چی دلتون می خواد بگید اما من خاص نیستم. من یه آدم عادیم. درسته که زیاد حالیم  نیست که فلسفه تفکر پست مدرن در چه آرایی با تفکر اگزیستنسیالیستی مشترکه. اما می دونم که احترام به حقوق دیگران جزو وظایفمه. اینطوری حداقلش اینه که واسه مردم ضرر ندارم. اصلا برو اینجا رو بخون، خیلی کوتاهه
پ.ن: دو ماهه شدم مدیریت استراتژیک یه شرکت و موسسه. دو ماهکه واسه حموم رفتن به زور وقت پیدا می کنم.

لاله ی سرخ زندگی،دلبر ناز سادگی - - - از تو دوباره تازه شد، معنی حس بندگی
گلپرک شقایقم، معنی جان عاشقم - - - جان بده بر حضور خود تا برهم زمردگی
بوته ی نو بهاریم، همره زندگانیم - - - با تو شراب دیدنت، کشته حضور تشنگی
نور بزرگ آسمان،با من و در شبم بمان - - - چون که به وقت بودنت رسته دل از گرفتگی
غنچه ی باغ آرزو، باز از عشق خود بگو - - - تا که به قصه ها رود، خاطره های خستگی
من که کثیر گفته ام، عشق منی فرشته ام - - - حال به روز عاشقی، لا تو پر ز تازگی