آدم خونه به دوش

دل هر کی يه ياری داره
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٦
 

امروز در حال عبور از یک خیابان یک طرفه بودم و به سمت ماشین ها می نگریستم که ناگهان بوووووووممممم... یه آقای موتوری نسبتاً محترم، من رو مورد تصادف خویش قرار دادند. پس از اصابت این فرد جانی به من مظلومو تجربه ی شیرین پرواز، چند قدمی جلو تر به زمین کوفیده شده و آه از نهادم بلند شد.
نواحی آسیب دیده ی این جانب: سمت چپ سر، کتف چپ، (گلاب به روتون) آمپولگاه راست و آرنج راست

هم اکنون از شما خواهشمندم فاتحه ای جهت شادی روح عینکم که در این حادثه دار فانی را وداع گفت قرائت بفرمائید. ضمناً جهت تصدیق تفکر شما باید بگویم که همانطور که بادمجان بم، جز زلزله، آفت ندارد. من فقط درد دارم اما جاییم آسیب جدی ندید.

من بر غم و بی تابی چشمت نگرانم - - - تا قصه ی بی درد شوی در تو نهانم
آزادی اگر هست ز هر بند بریدن - - - از عشق به این عشق به بند دو جهانم
خود خواسته ام تا به تو خدمت بگذارم - - - خود خواسته ام تا که به بند تو بمانم
تا چله نشین غم ایام نباشم - - - عشق تو گزیدم، تو سرودی به لبانم
من هیچ شدم تا که تو سالار بمانی - - - حالا که شدم هیچ، شدی نام و نشانم

پ.ن. ماه محرم آمده اما امسال هیچی درکش نکردم. از خودم بدم میاد.