آدم خونه به دوش

دستم بگیر، این بار به خاطر خودت
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٢
 

سلام. یک دوست گفت: وبلاگ جای نوشتن از خود است. راست می گفت. از این به بعد این باشد محل خاطراتم و گاهی هم اشعار.
چند روزیه که دارم به این فکر می کنم که حضور خدا چطور بده هاش رو هدایت می کنه. چند وقته که درست وقتایی که از خدا دور می شم، کلی بلا سرم میاد که بگم خدایا غلط کردم و برگردم سمتش، تا برمی گردم سمتش همه ی مسائلم حل می شه. جالبه... دیشب داشتم مطالب وبلاگ خانم ابتکار رو می خوندم. قبلش هم داشتم یه مصاحبه از فیروز کریمی می خوندم. یه نکته فهمیدم، اون هم اینکه بیان ظنز می تونه بسیار کارساز باشه. تصمیم گرفتم از این به بعد طنازتر باشم.
یک شعر هم برای یک دوست می نویسم. برای نه یک نفر، بلکه برای مفهوم انتزاعی دوست:

دوست من باش در این خستگی - - - تکیه بکن بر من و دلدادگی
راه دراز است و پر از سنگلاخ - - - فکر به حق کن، نه به ره بندگی
دست طپش های دلم را بگیر - - - راه نده در دلت این مردگی
گرمی دستان و دلم سهم تو - - - تا که بهاری شوی از تازگی
کوفتگی های سفر مال من - - - تو که بخندی پرم از زندگی