آدم خونه به دوش

عشقی برای هميشه
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱۳
 

مسلماً شنيده‌ايد که نيازهای اوليه‌ی انسان خوراک، پوشاک و مسکن است اما امروزه در دنيا(به استثناء عده‌ی معدودی از کشورها) اين نيازها برای اکثر مردم فراهم است و نيازهای انسان تنها به اين سه بخش تقسيم نمی‌شوند. دو مورد مهم ديگر که برای هر جامعه مهم و ضروری است، نيازهايی‌ست به نام سلامت جسم و سلامت روح افراد اجتماع. در مورد سلامت جسم که شکی نيست اما سلامت روح برای هر جامعه باعث پويايی و پيشرفت جامعه در عرصه‌های مختلف می‌شود. يکی از مواردی که وجود آن در فرد نشانی از نشانه‌های سلامت روح است مسئله‌ی محبت و علاقه است. اگر انسان از اين عنصر بی بهره باشد به يک فاشيست تبديل می‌شود.(توضيح: فاشيسم نوعی مکتب است که در آن فرد فاشيست برای رسيدن به هدف خود به هر کاری دست می‌زند و اگر مانعی بر سر راه خود ببیند آن را به هر قیمتی کنار می‌زند. حتی به قيمت قتل) حتماً می‌توانيد درک کنيد که فاشيسم می‌تواند چه بلايی به سر جامعه‌ی جهانی بياورد. مثلاً هيتلر نمونه‌ی بارز يک فاشيست بود.
يکی از مراحل بالای محبت و علاقه، عشق است. چيزی که امروزه به خصوص برای جوانان تبديل به يک آرمان شده. به عنوان مثال حتماً می‌دانيد که سايت‌های دوستيابي به خصوص در قاره‌ی اروپا و امريکا از پرعضو ترين سايت‌ها هستند. در گذشته عشق(البته عشق انسان به انسان) تنها به دايره‌ی ديدار و وجود فيزيکی محدود می‌شد. آدم‌ها با يکديگر ارتباط برقرار می‌کردند، با هم صميمی می‌شدند و به هم عشق می‌ورزيدند اما بعدها با پيشرفت ارتباطات عشق‌های مکاتبه‌ای پا به عرصه‌ی وجود نهادند. شخصی از يک شهر به شخصی در شهری ديگر عاشق می‌شد و آنها از طريق نامه( و بعدها تلفن) با هم در ارتباط بودند.گر چه طبق فلسفه‌ی افلاطونی ،عشق تاثير نوعی از شهوت بر بدن است و در ضمن بخش‌هايی از اين فلسفه هم توسط علم ثابت شده اما در کل اين نوع از عشق از قاعده‌ی کلی فلسفه‌ی عشق افلاطون مستثناء است.
با گسترش ارتباطات، اين نوع عشق شاهد رشد و پيشرفت زيادی بوده. به خصوص با همه‌گير شدن شبکه‌ی جهانی(اينترنت) ما شاهد تعداد کثيری از اين نوع عشق هستيم. همه يا ديده و يا شنيده‌ايم که دو نفر در چت با هم آشنا می‌شوند، سپس هر روز چت‌ها و ايميل‌ها بيشتر و بيشتر می‌شود، تا جايی که دو طرف متوجه می‌شوند که دچار نوعی وابستگی شده‌ و به اين ترتيب يک عشق از درجه‌ی پايين پديد مياد که به تدريج قوی‌تر و بهتر می‌شود.
در اين ميان افرادی که به اين نوع از عشق دچار می‌شوند به دو دسته تقسيم می‌شوند. دسته‌ی اول که اکثريت جامعه‌ی عاشقان اينترنتی را تشکيل می‌دهند آنهايی هستند که ميل دارند روابط آنها پا از حد اينترنت فرا نهد و مشتاق به ديدارهای رو در رو و فيزيکی هستند. دسته‌ی دوم که تعداد آنها در هر ۱۰۰ نفر به سه يا چهار نفر هم نمی‌رسد عده‌ای هستند که اصولاً به اين روابط قانعند و معتقدند که تبادل عشق نيازی به ارتباط فيزيکي ندارد.
البته اين دسته هم خود به دو دسته تقسيم می‌شوند. اول، دسته‌ای که به دليل نداشتن فيزيک مناسب(همچون زيبايی چهره يا نامتناسب بودن اندام) از ديدار فيزيکی دوری می‌کنند زيرا از اينکه اين به ظاهر ايرادات در روابط آنها تاثيری بگذارد واهمه دارند.البته اين دسته از افراد از نظر روانشناختي قابل بررسی و توضيحند که از بحث خارج است فقط بايد به اين نکته اشاره کرد که اين نوعی کمبود اعتماد به نفس است که معمولاً توسط پزشک روانشناس با ۹ الی ۱۵ جلسه مشاوره قابل درمان است. اما دسته‌ی دوم عده‌ای از افردند که بيشتر در ايران به چشم می‌خورند. آنان بنا به دلايل فرهنگی، به خصوص شرايط مذهبی و تربيتی از ارتباط حضوری دوری می‌کنند.آنها بر حسب شرايط تربيتی و به خصوص موقعيت‌های اجتماعی، سعی در پرهيز از رابطه‌ی دوستی با جنس مخالف دارند. پس اين حس طبيعی خود را در قالب روابط مجازی ارضاع می‌کنند. کم‌کم اين نوع اخلاق برای آنها تبديل به يک هنجار و نوعی الگو می‌شود. اما نکته قابل توجه در روابط اين قبيل افراد اين است که بعد از آنکه آنان به اين قالب رابطه‌ها عادت کردند کمتر حاضر برقراری نوع اول ارتباط(رابطه‌ی حضوری) حتی در شرايط شرعی و قانونی آن می‌شوند. اما نوع ارتباط آنها از بهترين روابط انسانی‌ست. زيرا انسان چيزي نيست جز بُعد روحي آن، و گر نه جسم و فيزيک انسان متغير و فانی است. اين نوع رابطه بر پايه‌ی شخصيت،بعد روحی و وسعت فکر افراد شکل می‌گيرد. هنر و دانايي‌های انسان ارزش او هستند و ديگر چيزهای بی ارزشی چون چهره‌ی زيبا، ثروت و... در ارزشمندی و علاقه‌ی افراد تاثيری ندارد. اين قبيل رابطه‌ها باعث رشد دو طرف شده و به زندگی انسان بعدي تازه می‌بخشند و چه چيز بهتر از اين؟
در پايان به اين مطلب اشاره کنم که ارتباط اين دسته افراد تا حدودی نزديک به ارتباط از نوع عالی یعنی ارتباط روحانی انسان با خدا است.از موارد تشابه می‌توان به رشد عاشق، نديدن اما اعتقاد داشتن و... اشاره کرد. برای تمام عاشقان دنيا آرزوی موفقين و پيروزی می‌کنم. سر فراز باشيد.