آدم خونه به دوش

دست های بسته و حس عربی
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧
 

خب گاهی وقت ها می شه که ادم بنا به دلایلی مجبوره جلوی تراوش های ذهنش رو بگیره و از اونجا که من معمولا این حالات تراوشم با شعر اجین می شه، مجبور می شم که اون حسی که بهم دست می ده برای شعر رو کور کنم. به همین علت به خاطر اینکه مدت زیادیه تمرین نکردم، شعرهام به اون روانی سابق نیست.

زمزمه می کرد به آهستگی - - - حس دلم از تو و از زندگی
از تو که گلواژه ی آرامشی - - - شانه ی تو مأمن هر خستگی
بست دخیل نگهم سوی تو - - - تا برهم از غم دلبستگی
تا که نسوزد دلم غصه ها - - - کرد به سرمای تو دریوزگی1
تا به کجا رفته دلم بی هوا - - - تا بچشد طعم دل آسودگی
یجعلک الله لقلبی نصیر2 - - - تا بسرایم غزل بندگی

-------------------------------

1- دریوزگی: گدایی

2- در بیت آخر عبارت "یجعلک الله لقبلی نصیر" به معنی "خدا تو را یاور قلبم قرار می دهد"  است و در اصل می بایست "الله یجعلک نصیر لقلبی" یا "یجعلک الله نصیر لقلبی" باشه که به خاطر وزن بیت به اون شکل تغییر کرده.


 
 
توکلت علی الله
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۳
 

یکی از چیزهایی که گاهی در تکذیب اعتقادات خدا گرایانه همچون مسیحیت، یهودیت و یا اسلام گفته می شه اینه که در زمان های قدیم در هر دوره و سرزمینی فقر و سختی همه گیر شده، یک پیامبر ظهور کرده. به عبارت بهتر،‌نیاز مردمه که پذیرش همچین پدیده ای رو ممکن می کنه و در نتیجه شخصی پیدا می شه و همچین ادعایی می کنه.

و اما موضوع اساسی اینجاست که در عصر فعلی چه در ایران و چه در سایر کشور های جهان فقر و ثروت به صورت نسبی وجود داشته و تضاد طبقاتی هم هست و همه ی کسانی که در طبقه های فقیر اجتماع هستند در هر صورت تفکرات به صورت امید به معجزه در ذهنشون موجود خواهد بود.

وقتی امروز داشتم فیلم زاغه نشین میلیونر رو می دیدم، برام سوال پیش اومد که وقتی آدما اینقدر شدید به معجزه امید دارند، چطور می تونن بدون خدا زندگی کنن؟

از طرفی، فقر که صرفا مالی نیست، برای مثال من در حال حاضر دارم با مشکل بزرگی دست و پنجه نرم می کنم که حل شدنش، خالی از معجزه نیست، اما من خیلی به حل شدنش (معجزه) امیدوارم. به عبارت بهتر، می خوام بگم که تا وقتی مشکلات روحی و جسمی، مادی و معنوی و... وجود دارند، چطور افرادی می تونن، در عین داشتن امید، به منبع اون بی اعتقاد باشن.

یادش بخیر،وقتی دانشگاه علم و صنعت کار می کردم، یه رئیس داشتم که تعریف می کرد، وقتی خارج درس می خونده به چپ گرا ها (دانشجو های کمونیست) می گفته "من واقعا موندم شما چطوری بدون خدا زندگی می کنید"

و در آخر بازم از این حرفا یادم به اون مناجات معروف امام سجاد افتاد که:

خدایا من در زمین خاکی ام چیزی دارم که تو در عرش اعلایت نداری. من در زمین چون تویی دارم و توی در آسمان چون خودی نداری.