آدم خونه به دوش

سبحان الله
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٩
 
با تب دست عاشقت مایه ی آفرینشی - - - آیه ی باور منی، مبدا هر نیایشی
در قفس اتاق من، سهم من از هوا تویی - - - پنجره های بسته را تا به ابد گشایشی
عابر بی رمق منم در خم کوچه ی خزان - - - مقصد من بهشت و تو حس امید و پویشی
وصف نگاه ناطقت، واژه سرای شعر شد - - - فصل رجوع شعری و تک گل هر همایشی
بر دل با خدای من، معجزه ی جهان تویی - - - همسفر عزیز من، تو سبب پرستشی
گر چه ستودمت گلم، کاش خدا ببخشدم - - - چون از ازل خدا شده لایق هر ستایشی
آه خدای مهربان، نور زمین و آسمان - - - عشق مرا به من رسان، تو که دلیل خواهشی

 
 
اندکی صبر سحر نزديک است
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٤
 

تحمل می کنم این زجر شب را - - - تحمل می کنم تا صبح فردا
تحمل می کنم این نا امیدی - - - که رخنه کرده در هر روز دنیا
تحمل می کنم دریای دردی - - - که در آن زندگی یعنی تقلا
تحمل می کنم روز و شب سرد - - - و این مسخ سَحر تا سِحر شبها
تحمل می کنم تا با تو باشم - - - تو که حس بهاری حین سرما
تحمل می کنم، من بی تو هیچم - - - تحمل کن دل فرسوده ام را
هدایت کن مرا سوی سپیدی - - - به این شبگیر تنها رحم فرما