آدم خونه به دوش

مارا ز ازل عشق تو شد نقش کف دست
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٦
 

خواهان دست گرمت دست از دلم برآید - - - پیش آر دست پر مهر تاغصه ام سر آید
پروانه وار گردم در طوف شمع چشمت - - - هر لحظه نور چشمت بر من چو رهبر آید
از خنده ی تو هشیار وز اشک تو خمارم - - - هشیاریم ز بغضت خونین و پرپر آید
من شرمسار رویت، من را ببخش ای مه - - - که عشق من ز داغت گه گاه کمتر آید
با من بمان امیدم، من بی ناتوانم - - - گر همرهم نباشی روح از تنم بر آید
پیغامبر صبا شد از دست من به زلفت - - - دانم صبا ز زلفت گرم و معطر آید
عشق تو یار زیبا نور هدایتم شد - - - هادی! به سوی جنت روحم مطهر آید
بر ملک عشق هرگز حاکم نبینی اما - - - یارم به هر دیاری چون شاه و سرور آید
مرگ است روز آخر بر عاشق زمینی - - - همره شدم که راهم از عشق برتر آید