آدم خونه به دوش

سال نو مبارک
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢۸
 

سال نو مبارک

دوستان عزيز... سال نو بر همه شما عزيزان مبارک باشه... ان‌شاءالله سال خوبی در پيش داشته باشين. امسال عيد برام يه جور ديگه‌ست. امسال علاوه بر اينکه سال قراره سال نو بشه و من مثلاً بايد شاد باشم، اينجانب از حدود ۲ ساعت بعد از تحويل سال طبق برنامه‌ريزی پای مبحث شيرين دستگاه اعداد از کتاب رياضيات گسسته خواهم بود ( آخه نمی دونيد مولف محترم کتاب همچين نوشته شيرين که آدم خيال ميکنه چی هست. فعلاً که شيرينيش بدجوری دلم رو زده).
دومين تفاوت اينه که امسال «حول حالنا الا احسن الحال » برام يه معنی ديگه داره.
سوم اينکه می‌دونم احتمالاً کل سال آينده رو هم بايد برای کنکور خر بزنم، می‌خوام امسال جلوی اين اتفاق رو بگيرم و هر چی در طول سال گذشته درس نخوندم امسال به جاش حسابی بخونم بلکه اين دو سه ماهه يه معجزه‌ای چيزی بشه و من قبول بشم. دعا کنين.

سال خوشی رو براتون آرزو می‌کنم.
جالبيش اينجاست. اخرين روز سال جمعه‌ست. جمعه ای که حالا غم دوری و چشم انتظار دو نفر رو برام در بر داره.
التماس دعا.
نيما


 
 
جواد نامه و کی اشکاتو پاک می‌کنه
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢٥
 

به نام خدا

  دوستان عزیز سلام. همونطور که خدمتتون عرض کرده بودم برای این وبلاگ برنامه های خاصی دارم. یکی از این برنامه ها این هستش که از این به موضوع بحث ها از پیش تعیین شده، در موردشون مطالعه شده و مطالب فکر شده و چک شده به دستتون می رسه. تصمیم دارم این بلاگ به شیوه ای با برنامه و قوی به فعالیتش ادامه بده. بحث در هر موردی در هر موردی هست باشه، من زیر هر متن از خودم و عواطف و احساسات لحظه ای و یا عمیقم صحبت خواهم کرد به عبارتی هر پست شامل دو بخش عمومی و اختصاصی خواهد بود. برنامه های بعد ان شاء الله باشه برای بعد.

مبحث شماره ی 1 : اعتماد به نفس

قسمت اول : جواد کیست؟

  حتماً براتون پیش اومده که بشنوید یا بگید فلان کس یا فلان چیز جوادٍ. ما عادت کردیم به این که هر چیزی که این اسم ها روش باشه منفور، مورد تمسخر بشه. گاهی آهنگ هایی که خیلی دوست داریم تا روشون اسم جواد میاد، دیگه از ترس اینکه مبادا بهمون بگن جواد اونقدر به خودمون تلقین می کنیم که واقعاً باورمون می شه که از آهنگ بدمون میاد. چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستام حرف می زدم. خیلی ناامید و ناراحت بود. خب من هم طبق اون چیزی که می دونم بهش پیشنهاد کردم که یه آهنگ ریتمیک و شاد بذاره و باهاش بالا پایین بپره، اگه برقصه که چه بهتر. از اونجایی که یکی از آهنگای شادی که خودم همیشه باهاش ورزش انجام می دم « تو عزیز دلمی» هستش، به اون هم به عنوان مثال پیش نهاد کردم مثلا تو عزیز دلمی رو بذار و یه ذره بالا پایین بپر. تا من اینو گفتم. برگشت یه جوری که انگار داره به یه کک بی مقدار نگا می کنه منو نگاه کرد و گفت: اون  دیگه خیلی جواده. ( منم تو دلم : بابا با کلاس).یا گاهی لباس هایی که خیلی هم دوستشون داری جواد می شن اونوقت محکومی به نپوشیدنشون. اما اگه یه مانتو بپوشی که رنگ نارنجیش چشم آدم رو از جا در بیاره، این قشنگه، مده، توپه.من نمی دونم، تا کی می خوایم خودمون رو با گذاشتن اسم جواد روی یه چیزی از داشتن گاهی اوقات بهترین چیزا مهروم کنیم؟ آهنگ هتل کالیفرنیا قشنگه، چه توی تریلی باشه با یه شوفر یه من سیبیل ( البته قصد جسارت به شوفرها یا همون راننده های محترم رو ندارم) یا توی تاکسی با یه راننده ی بدبخت که معلوم نیست صبح تا ظهر کدوم اداره کار می کنه، بعد از ظهر هم میاد مسافر کشی یا سوار ماشین آخرین مدل توی جاده های کانادا و آمریکا حرکت کنی. رنگ آبی قشنگه ( لازم به تذکره که درسته که قشنگه ولی سوراخه ). هدیه دادن گل به معشوق لذت بخشه. حالا هر کی هر چه قدر که دلش می خواد بگه که جوادی. اصلاً حالا که اینطوره، خود اسم جواد هم قشنگه، فقط حیف که عربیه. خلاصه اینکه به خدتون اعتماد داشت باشین. کارهایی رو که ازش لذت می برین انجام بدین و به فکر ترس حرف مردم نباشین. چه اهمیتی داره که یه آدم کوکی بدبخت تو سری خور به شما بگه جواد یا دیوونه. اون آدمي كه حتي حق نداره اون چيزي رو كه دوست داره داشته باشه، اون آدمي كه سليقه اش رو جامعه براش تعيين مي مي كنه بد بختتر از اين حرفاست كه نظرش اهميتي داشته باشه.

 

########################################

 

حالا همه ي اينا رو گفتم. حالا مي خوام يه متن بنويسم عين اين جواد عاشقا براي دوستم.

 

كي اشكاتو پاك مي كنه شبا كه غصه داري؟

دست رو موهات كي مي كشه وقتي منو نداري؟

شونه‌‌ي كي مرهم هق هقت مي شه دوباره؟

از كي بهونه ميگيري شباي بي ستاره؟

برگ ريزوناي پاييز كي چشم به رات نشسته؟

از جلو پات جم مي كنه برگاي زرد و خسته؟

كي منتظر مي‌مونه حتي شباي يدا، تا خنده رو لبات بياد، شب برسه به فردا.

كي سرود بارون قصه برات مي سازه؟

از عاشقي مي خونه وقتي كه راه دارازه؟

كي از ستاره بارون چشماشو هم مي ذاره، نكنه ستاره‌اي بياد ياد تو رو نياره...

 

كي اشكاتو پاك مي كنه؟


 
 
 
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢٤
 



Untitled Document





امروز بالاخره، بعد از يه مدت خود سازي و آمادگي دوباره درخدمتتون هستم. در اين مدت كه نمي نوشتم اتفاقات مهمي توي زندگيم رخ داده. يه مقدار مطالعاتم رو بيشتر كردم تا مطالب پر بارتري براتون بنويسم. چند تا شعر گفتم. روزاي سختي رو گذروندم و هرروزش برام يه تجربه در بر داشت. حالا ديگه آماده ام تا بيش از پيش در خدمتتون باشم. البته برنامه هاي كنكورم به شدت فشرده شده و اين ميگرن هم امونم رو بريده اما در هر شرايطي من براي نوشتن براي شما دوستان فرصت دارم. دوباره شروع خواهم كرد.














زندگي بي غم پيكار عجب مي چسبد   در غزل صنعت تكرار عجب مي چسبد
نگهي بر دل دلدار عجب مي چسبد   بعد هجران نگار از سر هشياري وصل







 
 
 
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢٤
 



Untitled Document





امروز بالاخره، بعد از يه مدت خود سازي و آمادگي دوباره درخدمتتون هستم. در اين مدت كه نمي نوشتم اتفاقات مهمي توي زندگيم رخ داده. يه مقدار مطالعاتم رو بيشتر كردم تا مطالب پر بارتري براتون بنويسم. چند تا شعر گفتم. روزاي سختي رو گذروندم و هرروزش برام يه تجربه در بر داشت. حالا ديگه آماده ام تا بيش از پيش در خدمتتون باشم. البته برنامه هاي كنكورم به شدت فشرده شده و اين ميگرن هم امونم رو بريده اما در هر شرايطي من براي نوشتن براي شما دوستان فرصت دارم. دوباره شروع خواهم كرد.














زندگي بي غم پيكار عجب مي چسبد   در غزل صنعت تكرار عجب مي چسبد
نگهي بر دل دلدار عجب مي چسبد   بعد هجران نگار از سر هشياري وصل