آدم خونه به دوش

دامادی (مردونه ی عروسی)
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

بیا دریاب دستم را، ببین بی عشق افتادم - - - بخندانم به لبخندت که من از خنده ات شادم

من از امروز می خواهم که مرد مومنی باشم - - - بیا و با فریبایی بکن از پایه ارشادم

اگر امروز خوشبختم از این رویای آزادی - - - بیا در بند کن من را که من در بند آزادم

و از امروز کن تکیه به من تا مرد باشم من - - - که از وقتی تو را دیدم به مردی مثل فرهادم

بیا تعبیر کن رویای با هم بودن ما را - - - بیا نازم، عروسم، همسرم، امروز دامادم


 
 
عاشقانه
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٧
 

من خشکترین بودم و باران بودی - - - من گمشده راه، نور قرآن بودی
من مرگ خروش موج و مرداب آلود - - - معنای صدای موج و جریان بودی
آلوده به برگ های پاییزی من - - - آغاز بهار حین آبان بودی
می رفت که ریشه ام بخشکد در باد - - - آغوش گشودی و چو گلدان بودی
بیگانه اگر چه بود با من دنیا - - - تو با دل من رفیق و همسان بودی
هر عشق شروع تشنگی بود ولی - - - در ورطه عشق خط پایان بودی


 
 
قاب عکس
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٩
 

یلـدای نگاهت را تا صبح پرستیدم - - - در عمق سیـاهی ها از هیچ نترسیدم
تا آب بپاشـم در آن راه که می آیی - - - گهگاه به راه تو باریدم و باریدم
یک قاب شدم بلکه تصویر تو دریابم - - - ای کاش که در یک عکس، گلخند تو می چیدم
لب بسته و دل زنده، آرام و صبورانه - - - خواهان تو ماندم تا لبخنـد تو را دیدم
تصویر تو ظاهر شد در قاب وجود من - - -  این دفعه شب یلدا تا صبح نخوابیدم
در درک تو کوشیدم، احساس تو فهمیدم - - - حالا که شدم مهرم، من موی تو بوییدم


 
 
برایت ستاره می چینم
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٩
 

به خنده های تو در خواب های شیرینم - - - به حس خواستنت در غروب غمگینم
به بوی بی تو نشستن کنار باغ گل و - - - به وزن شعر «برایت ستاره می چینم»
به لحظه های حضورت به شوق بی عددم - - - به لحظه های جدایی و پای سنگینم
به درد خستگی از روزمره تر بودن - - - به قدرت کلمات «کنار تو اینم»
به عشق خواب تو و بوی نرم رویایت - - - به آیه های امید و بشارت دینم
قسم که تا تو نفس می کشی و من هستم - - - به قیمت نفس و خون به پات می شینم


 
 
I could stay awake
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱
 

I could stay awake just to hear you breathing
Watch you smile while you are sleeping
While you're far away and dreaming
I could spend my life in this sweet surrender
I could stay lost in this moment forever
Where every moment spent with you is a moment I treasure

Don't want to close my eyes
I don't want to fall asleep
Cause I'd miss you babe
And I don't want to miss a thing
Cause even when I dream of you
The sweetest dream will never do
I'd still miss you babe
And I don't want to miss a thing

Lying close to you feeling your heart beating
And I'm wondering what you're dreaming
Wondering if it's me you're seeing
Then I kiss your eyes
And thank God we're together
I just want to stay with you in this moment forever
Forever and ever

I don't want to close my eyes
I don't want to fall asleep
Cause I'd miss you babe
And I don't want to miss a thing
Cause even when I dream of you
The sweetest dream will never do
I'd still miss you babe
And I don't want to miss a thing

I don't want to miss one smile
I don't want to miss one kiss
I just want to be with you
Right here with you, just like this
I just want to hold you close
Feel your heart so close to mine
And just stay here in this moment
For all the rest of time Yeah yeah yeah

I don't want to close my eyes
I don't want to fall asleep
Cause I'd miss you babe
And I don't want to miss a thing
Cause even when I dream of you
The sweetest dream will never do
I'd still miss you babe
And I don't want to miss a thing

I Don't want to close my eyes
I don't want to fall asleep
Cause I'd miss you babe
And I don't want to miss a thing
Cause even when I dream of you
The sweetest dream will never do
I'd still miss you babe
And I don't want to miss a thing

Don't want to close my eyes
I don't want to fall asleep
And I don't want to miss a thing


 
 
شکرت خدای عشق
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳
 

راه است پیش رو، تا انتهای عشق - - - دنیای زیر پاست، جغرافیای عشق
پرشیب و پر فراز، سخت است و دلنشین - - - باید حضور داشت، هم پایِ پایِ عشق
با عقل همنشین، همسفره ی جنون - - - باید عبور کرد، در کوچه های عشق
لایعقلی عقیل، مستی ست هوشیار - - - هر دو ست همزمان، در این فضای عشق
رویای بی افق، پرواز بی دو بال - - - دیگر محال نیست، با اتکای عشق
دنیای حد و مرز، بی مرز می شود - - - این است معجزه، شکرت خدای عشق

 


 
 
خانه ما
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢
 

یک پنجره حس عاشقانه - - - با شادی ناب بی بهانه
یک حوض وسیع قدر دریا - - - از جوشش حس شاعرانه
یک باغچه از امید لبریز - - - با رویش عشق در میانه
یکصد در بــاز سـوی فردا - - - از رهگذر تب شبــــانه
این ها همه وصف خانه ماست - - - وقتی که تویی عزیز خانه


 
 
درد سنگین، فشار مداوم بر روی سینه
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٦
 

گاهی به آدم ظلمی می شه که هیچ امکانی برای جبرانش نداره، یا مجبوره کاری نکنه برای جبران، انوقته که داد زدن توی یه جای خلوت به آدم کمک می کنه. اما این درد روی سینه فشاری میاره که داد هم فایده نداره...

بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید - - - گل تاب فشار در و دیوار ندارد

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها تسلیت باد


 
 
روز عشق
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٥
 

این هم برای روز عشق: لبخند

از تو و خنده هایت، قصه ی دل شد آغاز- - - سقف تخیل من پر زده سوی پرواز
از شب و بوی مویت، قافیه شعله ور شد - - - پیش بیا و با عشق، تب به تنم بیانداز
شعر گذشته هایم مرثیه بود و نوحه - - - با غزل حضورت، رِنگ ترانه ام باز
از تب دست عشقت، دلهره شعله ور شد - - - ریتم بهاری من یاد تو را کند ساز
وای اگر نبودی، قصه ی غصه بودم - - - حال تمام جانم، شادی و رقص و آواز
ای گل ماه آذر، از تو شده میسر - - - باور روز عشق و عشق به ناز بی ناز


 
 
آغوش
نویسنده : نیما آذرآیین - ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱
 

یکی از مهمترین اهدافی که ما به واسطه ی اون خلق شدیم، رشد دادن صفات خدا در خودمون هست که این مایه ی برتری ما از آنچه بوده ایم خواهد بود. صفات خدایی می تونن مختص مسلمان ها باشند، یا شامل همه بشن. به همین خاطره که آدم های خوب در سرتاسر دنیا و به هر دینی میتونن باشند. و اما یکی از این صفات محبت خداست، همون که در حدیث قدسی می فرماید: «اگر انسان می دانست که من چه قدر به او مشتاقم، هر آینه بند از بند او جدا می شد تا به سوی من بیاید». و کاش ما چنین محبتی به هم داشتیم تا اینقدر به هم مشتاق باشیم.

بین دو دست گرم من با همه قصه ها بیا - - - فکر گذشته را نکن با من آشنا بیا
در گذر زمانه تو زخم زیاد دیده ای - - - مرهم زخم تو منم، با من با وفا بیا
فکر گذشته را نکن، حالِ توام، مرا ببین - - - حادثه را رها کن و تا بشوی رها بیا
ماندنم از صداقتت تازه شده برای من - - - سبزترین عطر خدا، با وزش صبا بیا
حجم فضای روح من از طلب تو پر شده - - - تا که به جای تو ز غم پر نشود فضا بیا


 
 
← صفحه بعد